تبليغاتX
گولم GOLEM GOTHIC
گولم
بیژن الهی :

در خانه ي ما يك تله ي موش بگيري ست كه لق مي زند

نمي گيرد:

چه سوزن كند، چه فنر شلي!

لكنته را براي كه رو به راه مي كنيم ؟

به يك نسيم تلك مي بندد

موش ها ، شب ، ته راهرو به خاب ما مي آيند،

صبح ها

به زمزمه هاي چه شيرين مي خايند

هر روزه خانه را به شكل تازه مي آرايند،

مثل دهاني پرترانه، كه از زبان آشنا

چيز ديگري نيمه گنگ ، مي سازد.

گاهي نفسي گذرا

تله را، جاي خانه گرفته ، باد مي كند:

خون هاي فراموش گوش مي شود، پنجره هاي رنگ رنگ ،

و آن سوزنك رو به زنگ ، يك ناقوس.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 1:58  توسط رضا | 
به دور و برم

به دیوار هایی که شبیه دیوار نیستن

به دری که یه جای سالم نداره

گلدونی که پر از ته سیگار

کمدی که بوی شمال می ده

تلفنی که چراغ می زنه

به فیلی که مار از پا شروع کرده به خوردنش

به خودم نگاه می کنم

سرگرم جوش های سر سیاه می شم

گوشه ی سرم تیر می کشه

آهنگ مدام تکرار می شه

صدای افسرده ی پنکه

وز وز مگس که هی می خورد به شیشه

 تغییر فصل را یادم می آورد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 14:43  توسط رضا |