![]() |
![]() |
|
| گولم |
|
آنچنان که گویی استوار , آنچنان که باید دلیر کنستانتین پ کاوافی نیمه شبان , هنگامی که ناگاه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:28 توسط رضا |
|
|
کتاب دل واپسی فرناندو پسوا آه چه کسی مرا از زیستن رهایی می بخشد ؟ من نه مرگ را می خواهم و نه زیستن را , آن دیگری را می خواهم که در خاک نیازهای من می درخشد , مانند الماس احتمالی در درون غار که انسان نمی تواند بدان نزدیک شود . من در خودم شخصیت های گوناگون خلق می کنم . اشخاص را مدام کشف می کنم . هر یک از رویاهای من همین که خیال انگیز جلوه کند . تجسمی از خویش در وجود شخص دیگر است . و اوست که غرق در رویا است نه من . من بخشی از زندگی ام را در اغما سر کردم . بی خاطره ای از آن چه بوده ام به خود باز می گردم و تجدید خاطره با آنی که من بودم رنج می برد چرا که رابطه اش قطع شده است . در خود حسی آشفته از فضای بینابینی ناشناخته دارم تلاش بی حاصل بخشی از خاطره ام که می خواهد دوباره بخش دیگری را باز یابد . من در وضعیتی نیستم که دوباره به خود وصل شوم . اگر زندگی کرده باشم فراموش کرده ام چیزی از آن بدانم .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:48 توسط رضا |
|
|
ادب ژاپني ادب ژاپني در ربع آخر قرن نوزدهم مقلد سبكهاي غربي بود. ليبراليسم انگليسي، واقعپردازي روسي، فردگرايي نيچه پسند آلماني و پراگماتيسم امريكايي بنوبت در ذهنهاي درسخواندگان ژاپني ولوله افكندند. عاقبت ناسيوناليسم ژاپني بارديگر ظاهر شد و نويسندگان ژاپني را به سبكها و موضوعات بومي كشانيد. زن جواني به نام ايچييو، كه بيش از بيست و چهار سال عمر نكرد و در 1896 درگذشت، با تشريح احوال پريش زنان ژاپني، داستاننويسي ژاپني را به سبك ادبي اروپايي، طبيعتگرايي (ناتوراليسم)، كشانيد و نهضتي برپا داشت. در 1906، شاعري به نام توسون كه در سنداي معلمي ميكرد، داستان دراز هاكاي يا «پيمانشكني» را با نثري شاعرانه نوشت و سبك طبيعتگرايي را به اوج خود رسانيد. قهرمان اين داستان يك معلم است: پسري درخردي به پدر قول ميدهد كه هرگز رازاصل خود را فاش نكند و به هيچ كس نگويد كه خانوادة او از طبقة نجس (اتا) برخاسته است. پسر درس ميخواند، معلم ميشود، و به منزلت اجتماعي ميرسد. به دختري آراسته، كه از مراتب بالاي جامعه است، دل ميبازد و، از سر درستكاري، او را از اصل خود آگاه ميگرداند و سپس معشوق و موطن را ترك ميگويد و از ژاپن خارج ميشود. توسون با اين داستان توانست مردم را تكان دهد و به رهانيدن طبقة اتا از مذلت برانگيزد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:19 توسط رضا |
|
|
م . امید من سخن از آتش آدم شدن در خویشتن گویم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:20 توسط رضا |
|
با یاسها ضیاء موحد بیهوده آفتاب نمی تازد بیهوده مرد عشق نمی بازد
The Nothing nothings مارتین هایدگر می توانست نباشد بحث این نیست که : آدم هست از وجود است نه از موجود ای همه خلق جهان خاموش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:17 توسط رضا |
|
|
یا با هم قدم می زدیم , دست در دست , ساکت , غرق در دنیاهای خودمان , هرکس غرق دنیاهای خود , دست در دست فراموش شده . این طور است که تا حالا دوام آورده ام . و امروز عصر هم انگار باز نتیجه می دهد . در آغوشم هستم . من خود را در آغوش گرفته ام . نه چندان با لطافت . اما وفادار . وفادار . حالا بخواب . گویی زیر آن چراغ قدیمی . به هم ریخته . خسته و کوفته . از این همه حرف زدن . این همه شنیدن . این همه مشقت . این همه بازی . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 23:58 توسط رضا |
|
|
پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند آلن دو باتن ابنای بشر به هیچ چیز به اندازه ی ناراضی بودن علاقه مند نیستند . De Botton , Alain |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:0 توسط رضا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:25 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
صادق هدایت عباس معروفی هوشنگ گلشیری فرانتس کافکا صادق چوبك رنسانس میلان کوندرا نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور فروغ فرخزاد ابراهیم گلستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی |
| پیوندها |
|
فرهنگ و بانک دکتر مهرآفرین کاغذهایم تمام شده سنگ و کلوخ گریفن واگویه های یک دل شیدائی هفت حصار ازپشت شیشه انعکاس جسم و جان روانکاوی |
|
RSS
|